حالت شب
منو
موضوعات
banner
Tahririe

عادتی به بهای مرگ!

اندازه فونت:

علیرضا حاتمی

   آخرین آمار کرونایی امروز را که نگاه می‌کنم، تعداد کشته‌ها و مبتلایان دوباره سر به فلک کشیده است؛ نمی‌دانم زمان مطالعه این نوشته موج به اصطلاح سوم کرونا همچنان می‌تازد و قله‌اش را مرتفع‌تر می‌کند یا در درنگی کوتاه، خود را برای تاختن دوباره و فتح قله‌های بلندتر آماده می‌کند! به هر حال ما موج سوم کرونا را نیز تجربه کردیم؛ در شرایطی که اکثر کشورهای جهان خود را برای موج دوم بیماری آماده می‌کنند به لطف تجربه ضعیف در مدیریت اپیدمی، عدم رعایت نکات بهداشتی توسط مردم و هزار و یک دلیل کوچک و بزرگ دیگر، خطر کرونا برای بار سوم به اوج رسیده و معلوم نیست این بار به چند هزار نفر کشته بسنده کند!

اخبار درباره ساخت دارو و درمان بیماری کووید19 با وجود امیدبخش بودن، فاصله حداقل یکی دوساله را برای در دسترس قرار گرفتن واکسن این بیماری پیش‌بینی می‌کند. در داخل کشور هم تلاش‌هایی در این رابطه در جریان است، اما آنچه که هم اکنون مورد پذیرش جامعه علمی است، این است که فعلاً قطعی‌ترین راه در امان ماندن از این بیماری عدم ابتلای به آن است؛ رفتارهای ویروس کرونا هر روز متفاوت‌تر شده و بسته به شرایط جسمانی و ژنتیکی افراد عوارض متنوعی را سبب می‌شود، نیک می‌دانیم بیماری جدید است و ویروس با وجود گذشت تقریباً یکسال از پیدایش آن ناشناخته!

اما با وجود افزایش آگاهی‌های عمومی در رابطه با خطرات بیماری و تدابیر بیشتر سیستم درمانی کشور، آمار موج سوم به مراتب بیشتر از موج اول گزارش می‌شود. یکی از تفاوت‌های مهمی که در مقایسه تفاوت شرایط امروز و شش ماه قبل می‌توانیم ببینیم، کاهش قابل توجه در میزان ترس مردم از کرونا و به نوعی عادت آن‌هاست. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند رعایت پروتکل‌های بهداشتی توسط مردم از 82 درصد به 56 درصد کاهش یافته است و مردم به سمت عادی انگاری این ویروس می‌روند، گویا عادی سازی که قرار بود در شیوه زندگی مردم با پروتکل‌های بهداشتی اتفاق بیفتد، جور دیگری رقم خورده است!

 از زوایه‌های متفاوتی به علت و چگونگی اتفاق افتادن این نوع عادی سازی و یا راه‌حل‌های مقابله با آن می‌توان پرداخت. رسانه و جایگاه رسانه یکی از این زاویه‌هاست. این که آیا رسانه‌های ما و کارشناسان این حوزه در برخورد با این بحران توانستند درست عمل کنند و به اصطلاح مدیریت بحران کنند بحث مفصلی دارد اما آنچه که الان راهگشاست، پرداختن به این موضوع است که برای از بین بردن این نوع عادی سازی رسانه چه کاری می‌تواند انجام دهد؟

تأکید و توجه به اهمیت و جایگاه روزنامه‌نگاری علم یکی از این راه‌حل‌هاست؛ روزنامه‌نگاران علم باید در شرایط بحرانی که مردم به اطلاعات موثق و علمی نیاز دارند با شناخت و تخصص درست در حوزه علمی مربوطه، اطلاعات صرفاً علمی را به صورت قابل فهم، ساده و روان برای مردم دربیاورند و از کلیشه‌ها فاصله بگیرند. در این بین خلاقیت رسانه‌ای مهم است، یعنی محتوای علمی را به صورت محصول رسانه‌ای جذاب و در قالب مناسب طراحی کنیم تا این اطلاعات برای مخاطب معمول نشوند و جذب‌کننده باشد.

ما از ابتدای شیوع کرونا با انواع اقسام اخبار روبه‌رو بودیم، در برهه کوتاهی اطلاعات فراوانی درباره یک موضوع که بسیار جدید و ناشناخته بود از طریق رسانه‌ها به مردم داده شد، به علت ترس مردم از این ویروس و کمبود اطلاعات، فضا برای انتشار اطلاعات غلط یا به اصطلاح ضدعلم هم مهیا شد و افراد مختلفی از این فرصت برای سودجویی و یا افزایش فالور در شبکه‌های اجتماعی سوءاستفاده کردند. انتشار مدیریت نشده اطلاعات باعث استرس و اضطراب در مخاطب شده و مخاطب چاره را در بی‌توجهی به اطلاعات برای فرار از استرس دیده است! شاید بحران کرونا تلنگری خوبی بود برای نشان دادن اهمیت جایگاه روزنامه‌نگاری علم در کشور و لزوم توجه و برنامه‌ریزی برای مدیریت رسانه در شرایط بحران! کم مصداق نداریم از بی‌تدبیری‌های رسانه‌ای که مخصوصاً در همان اوایل شیوع کرونا صورت گرفت.

دیگر باید به این نتیجه رسیده باشیم عبور از بحران‌ها مدیریت یکپارچه بین حوزه‌ای را نیاز دارد و رسانه و لزوم توجه به نحوه اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی یکی از این حوزه‌هاست که تخصص خاص خود را می‌طلبد.

آن‌گونه که اطلاع پیدا کردم تعدادی از اعضای تحریریه دانشمند نیز به این بیماری مبتلا شده‌اند و انتشار شماره آبان ماه این مجله، مصداقی شده از احساس تعهد و فداکاری این عزیزان؛ بهبودی ایشان و تمام بیماران را آرزومندم.

 انتهای پیام/

 

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تلگرام گوگل پلاس لینکدین