حالت شب
منو
موضوعات
banner
Tahririe

جای پای ما

7733855 626

اندازه فونت:

سیدعلی ضیائی

 

انسان در طول سال‌های سال اقدام به مهار طبیعت، ساخت ابزار، راه، به خدمت گرفتن حیوانات، کشاورزی، خانه‌سازی و در نهایت با کشف نفت و توسعه فناوری در حوزه انرژی، حرکت، پرواز و جابجایی‌های بزرگ کرده است.

 همه اقدامات انسانی با پیشرفت و صنعتی شدن جوامع، سرعت و شدت بیشتری گرفت. به طوری‌که انسانی که پیش از این در غارها یا در دره‌ها منزل می‌کرد، حالا برای ایجاد راه از میان جنگل‌ها و درخت‌ها رد شد و کوه را تراشید، نفت را سوزاند و از این کشور و شهر به آن کشور و شهر حرکت کرد. قاره‌ها را در نوردید و پزشکی را توسعه داد و بر جمعیت خود افزود. روندی که به تسخیر ، تغییر و تخریب طبیعت با عنوان پیشرفت و توسعه انجامید. در تمام این سال‌ها انسان ردپایی از خودش در  زمین به‌جا گذاشت. و آن‌قدر این ردپا زیاد و زیادتر شد که حالا تقریبا هیچ جای کره خاکی نیست که نقش چکمه توسعه و پیشرفت انسانی روی آن نباشد. ردپای انسان آن‌قدر پررنگ است که به تغییرات گسترده در تنها گهواره زیست خود منجر‌شد. گرمایش بی‌سابقه زمین، تغییرات گسترده و سریع اقلیمی در ابعاد بزرگی که الگوهای بارش، پوشش گیاهی و زیست جانوری را تغییر داده و حتی موجب انقراض بعضی از آن‌ها شده و بعضی دیگر نیز در خطر انقراض قرار دارند.

همین‌جا یک سوال پیش می‌آید که خب چه اهمیتی دارد؟ مگر نه اینکه هر موجود زنده‌ای که روی زمین زیسته و زندگی خواهد کرد، محیط پیرامونش را به نفع خودش تغییر داده و می‌دهد؟ و مگر اینگونه نبوده که برای هر مشکل یا مساله‌ای راه‌حلی وجود دارد؟

پاسخ ساده و قانع‌کننده‌تر از آنی است که فهمیدنش سخت و انکارش آسان باشد. انسان هوشمند امروزی با سرعتی دیوانه‌وار دست به برداشت منابع از زمین کرده و با تمام شدن یک منبع به سراغ منبع دیگری می‌رود. منابعی مانند جنگل‌ها و دریاها، نفت، معادن و... . منابعی که سرعت مصرف آن بسیار بیشتر از سرعت جایگزینی آن در طبیعت است.

مساله تغییرات هرچند در کوتاه‌مدت به نفع زندگی و رفاه انسان بوده، اما در بلند مدت علیه او خواهد بود. در حقیقت این تغییر محیط به نفع خود و برای انسان در نهایت به تغییری برگشت‌ناپذیر علیه خودمان تبدیل شده است.

مساله واقعی این است که پیش‌روهای صنعت و تولید و اقتصاد گاه آگاهانه و در مواردی ناآگاهانه برای مسائلی راه‌حلی ارائه می‌کنند که بعدها به دلیل روشن شدن عوارض و عواقب آن مجبور به کنار گذاشتنش می‌شوند؛ اما بسیاری از آن‌ها و تاثیرات‌شان دیرپا یا برگشت‌ناپذیراند. اصولا دانش بشری چنین است؛ عوارض دستاوردها مدتی بعد نمایان می‌شود.

این  اتفاق حتی منحصر به انسان امروزی نیست، بلکه در طول همه این مثال‌ها انسان محیط زیستش را دچار تغییرات گسترده کرده است. تغییراتی که از هر موجود زنده دیگری بیشتر بوده و برای اندازه‌گیری مقدار آن باید دید زیست کره خاکی بدون موجود هوشمندش چگونه بود؟! آیا اصولا چنین پژوهشی امکان‌پذیر است؟!

همه این‌ها در کنار میلیون‌ها پزشک و شیوه‌های درمانی و پژوهش برای طولانی کردن عمر انسان و تلاش برای یافتن چیزی مثلا با نام اکسیر جوانی یا تلاش‌هایی که برای طولانی کردن عمر انسان انجام می‌شود را کنار هم بگذارید. در حقیقت انگار در یک سیستم پارادوکس زندگی می‌کنیم. انسان می‌خواهد بیشتر و بیشتر پیش برود، خود و محیط را برای جمعیت رو به افزایش تغییر دهد و این تغییر و پیش‌رفتن گویا باعث از بین رفتن خودش می‌شود.

آیا صرفا اگر دنیای امروزی کربن مصرفی‌اش را با فرض محال به صفر برساند، گونه انسان نجات خواهد یافت؟ آیا اصلاح الگوی تغذیه در راستای از بین رفتن اقلیم‌ها نسبتاً بکر یا صرفا عدم تغییر کاربری محیط‌های جنگلی به مزارع کشاورزی می‌تواند کمکی بکند؟ مگر جمعیت بیشتری که با تلاش برای سلامت عمومی و پیشرفت در انواع شاخه‌های پزشکی حاصل میشود درنهایت به محل سکونت و غذای بیشتر نیاز نخواهد داشت؟ عده‌ای بر این باورند که شاید این سرنوشت محتوم ماست و تمام تلاش‌ها فقط نقطه پایان را دورتر می‌کند؟ اگر این گونه‌باشد آیا انسان بالاخره روی زمین منقرض می‌شود یا آن را ترک و به سیاره دیگر خواهد رفت؟! و این‌گونه زمین بعد از ما چگونه خواهد بود و آیا دوباره برای موجودی هوشمند قابل سکونت می‌شود؟

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تلگرام گوگل پلاس لینکدین