حالت شب
منو
موضوعات
banner
Tahririe

به داستان تکامل خوش آمدید مقدمه‌ای بر نظریه تکامل و تبیین آن

330

اندازه فونت:

 بابک عباس‌زاده

 به راستی که انسان کیست؟ متفکران و اندیشمندان جهان، با همه عقاید و دیدگاه‌هایشان، همواره علم را چراغی برای هدایت بشر دانسته‌اند. این سخن منافاتی با هیچ عقیده و دیدگاهی ندارد، کافیست با چشمان باز مشاهده کنیم و از آموختن لذت ببریم.

تصور کنید 4.500.000.000 تومان پول داشته باشید، اگر بخواهند 300.000 تومان را به کسی بدهید، با کمال میل این کار را انجام خواهید داد. چرا که 300 هزار در مقابل چهار و نیم میلیارد واقعاً عددی نیست که به چشم آید. داستان زمین و انسان نیز، مشابه همین است. واقعیت این است که طبق یافته‌های دانشمندان، احتمال این که قدمت حضور ما (انسان‌های خردمند) روی زمین بیش از این رقم باشد، بسیار کم است. در این میان عمر بشر متمدن، یعنی بشری که امپراطوری‌های عظیم بنیان نهاده، نوشته و تاریخ‌نگاری کرده و فرهنگ ساخته، از 15 هزار سال فراتر نمی‌رود و این یعنی ما ساکنان بسیار بسیار جدید این کره خاکی هستیم.

حیات در زمین عرصه تطابق و تقابل گونه‌های مختلف جانداران بوده و این فرآیند تا همیشه ادامه خواهد داشت. حال که می‌دانیم چندین میلیون سال دایناسورها حاکم بلامنازع زمین بودند و اکنون تنها استخوان‌هایی از سلسله غول پیکران باقی مانده است، بیشتر به ضعف و حقارت خودمان در این جهان پی خواهیم برد. اما انسان، این موجود قدرت طلب با خواسته‌های بی‌پایان، از ابتدا این‌گونه نبوده است. انسان در هر زمان، برای تطبیق خود با شرایط تغییر کرده است. اگر بخواهیم به ریشه این تغییرات  برسیم، باید زمان را بیشتر به عقب برگردانیم، آن طور که دانشمندان می‌گویند، 2 میلیون سال پیش!!!

سؤالی که باید مطرح کرد این است که چگونه بشر توانسته در این مدت هر چند کوتاه نیز در این سیاره متخاصم دوام بیاورد؟ جواب این سؤال یک کلمه است، فرگشت!!!

فرگشت یا تکامل، ریشه در تفکرات فلاسفه یونان باستان دارد، این طرز تفکر که جانداران جدید می‌توانند از جانداران قدیمی به وجود آیند، حتی پیش از فیلسوفانی مانند ارسطو نیز وجود داشته است. اما بنیان علمی این تفکر توسط ژان لامارک نهاده شد. لامارک دریافت که ساختارهای پیچیده بدن جاندارانی مانند انسان، می‌توانند از ترکیب‌های ساده‌تر جانداران دیگر تشکیل شود. هر چند نظریه لامارک اشتباهات اساسی داشت، یکی از آن‌ها این بود که عدم استفاده از اندامی، به کسب صفت می‌انجامد. به بیان دیگر، اگر دم چند نسل از موش بریده شود و از موش دم بریده موشی متولد شود، کم کم دیگر دم حذف می‌شود که بعدها با آزمایش محققان، این اندیشه لامارک باطل شد. با این وجود لامارکسیم باعث به وجود آمدن جریان فکری شد که بعدها، چارلز داروین آن را تکمیل کرد.

چارلز داروین زیست‌شناس و زمین‌شناس بریتانیایی، حدود 200 سال قبل، با مطالعه روی گیاهان و جانوران، به نتایج شگرفی دست یافت. با توجه به یافته‌هایی که از موجودات ماقبل تاریخ به دست آمده، داروین به این نتیجه رسید که محیط پیرامون هر موجود، تأثیر بسیار زیادی در نحوه تولد، رشد، تولید مثل و مرگ آن دارد. در نتیجه، داروین شروع به تحریر کتابی کرد که بی‌شک نقطه عطفی در تاریخ علم زیست‌شناسی به حساب می‌آید. کتاب «خاستگاه گونه‌ها» تئوری تکامل را با در نظر گرفتن بسیاری از شرایط از جمله انتخاب طبیعی و تنازع بقا تشریح نموده و به تبیین تنوع بسیار زیاد موجودات در زمین پرداخت و راه‌حل‌های معقول با مشاهدات واضحی را برای تنوع آن‌ها توصیف کرد.

ادامه این مطلب را در شماره آبان ماه مجله دانشمند بخوانید.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تلگرام گوگل پلاس لینکدین