حالت شب
منو
موضوعات
banner
Tahririe

به استقبال قرنی تازه

اندازه فونت:

پوریا ناظمی

روزنامه‌نگار علم

 

سالی که گذشت، سالی پر از حادثه بود؛ اما در نهایت، ما خسته و زخم‌دیده، شاید رنجور و بیمار، قدم در سال تازه گذاشتیم. باد فروردین شاید همه ناخوشی‌ها و دردهای ما را با خود نبرد، اما یادآور سنت نو شدن است. قدمش مبارک باد و باشد که جان و جهان ما را نو کند.

اما امسال که بهار آمده است ما به سالی وارد شده‌ایم که برای ما ایرانیان سالی از نظر نمادین فوق‌العاده مهم به‌شمار می‌رود.

ما اکنون در سال 1399 به سر می‌بریم.

تنها یک سال دیگر تا تغییر بزرگ تاریخ تقویمی ما زمان باقی است. نوروز آینده ما سال 1400 خورشیدی را تحویل می‌کنیم. اگرچه از نظر فنی سال 1401 آغازین سال قرن تازه خواهد بود اما این چیزی از اهمیت نمادین سال 1400 کم نمی‌کند؛ سالی که ما را در آستانه و مواجهه مستقیمی با قرن تازه قرار می‌دهد.

برای بسیاری از ما که انسان‌های دوقرنی به شمار می‌رویم، انتظار قرن تازه همراه با هراس و امید بوده است. از یک سو امیدوار بودیم وقتی قرن تازه از راه برسد، ایران 1400 ما ایرانی پیشرفته، توسعه‌یافته و مدرن باشد که بسیاری از چالش‌های قرن پیشین خود را حل کرده باشد و با جامه و نگاهی نو قدم در قرن تازه بگذارد.

بسیاری از مسئولان و سیاست‌سازان ما نیز، به‌خصوص آن زمانی که هنوز تا آستانه قرن تازه فاصله‌ای طولانی باقی مانده بود، در وعده دادن مدینه فاضله‌ای که قرار است در قرن تازه اتفاق بیفتد، از هم پیشی می‌گرفتند و بر امید ما می‌افزودند.

اینک اما با نزدیک‌تر شدن به قرن نو، نگرانی‌ها است که سایه خود را بر امیدها می‌گسترد.

نه‌تنها ما نتوانسته‌ایم بسیاری از وعده‌های خود درباره قرن تازه را به واقعیت نزدیک کنیم که به نظر می‌رسد هنوز در حل برخی از مشکلات زیرساختی خود با چالش مواجه هستیم.

بسیاری از اهداف برنامه‌های توسعه‌ای که پیش‌تر ایران 1400 را هدف قرار داده بودند به‌تدریج به 1404، 1420 و سپس 1440 موکول و معوق شدند. نگاه دوباره آن ایده‌ها و امیدها این سوال را ایجاد می‌کند که چرا ایران 1400 واقعی با ایران 1400 امیدهای ما متفاوت خواهد بود؟

این موضوع ساده‌ای نیست. ده‌ها و صدها عامل داخلی و خارجی، عوامل طبیعی خارج از کنترل ما و رویدادهای غیرمنتظره و البته انبوهی از رویدادها و اتفاق‌ها و رفتارهای منتظره و قابل پیش‌بینی در شکل دادن به این واقعیت نقش بازی کرده‌اند.

به نظر این موضوعی است که ارزش بررسی و تحقیق آکادمیک گسترده‌ای داشته باشد.

برخی از دلایل شاید بدیهی باشند. عدم برنامه‌ریزی دقیق و عمل‌گرایانه، دنبال نکردن اهداف و نقد دائمی مسیر برای ماندن بر مسیر زمانی مشخص شده و انکار نقش فردی و سازمانی و ارجاع دلیل عدم موفقیت به ساختارهای بیرونی برخی از این موارد هستند.

در بسیاری از موارد ما به‌جای نگاهی به کاستی‌ها، کشف ایرادها و اصلاح روندها، عدم موفقیت‌ها را به دیگران نسبت می‌دهیم. از خود رفع تقصیر می‌کنیم و در نهایت نقش خود را فراموش می‌کنیم.

در مورد ایده‌ها و داستان‌های بزرگ نقش رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران را نباید فراموش کرد. چقدر ما به‌عنوان رسانه، در طول مسیری که قرار بود این ایده‌ها عملی شود، پیگیری کرده‌ایم، توضیح خواسته‌ایم و به جواب‌هایی که می‌دانسته‌ایم درست نیست، قناعت کردیم؟

داستان ایران 1400 و تفاوت میان رویای آن و واقعیتش داستانی نیست که فقط در ابعاد کلان به‌دنبال مقصرش بگردیم.

من و شما هم در این روند نقش داشته‌ایم و اگر این نقش خود را قبول نکرده، ایرادهایش را نشناسیم و پیش نرویم ممکن است بار دیگر بر چرخه تکرار خطا بیفتیم.

قرن تازه در آستانه در قرار دارد. حتی خوش‌بینانه‌ترین ناظران نیز نمی‌توانند بگویند ایران 1400 ما با چیزی که می‌خواستیم قابل‌مقایسه است، اما امروز باید دست‌به‌کار شد. روندها را «بی‌رحمانه» نقد کرد. نقش‌ها و مسئولیت‌ها را پذیرفت و شروع به اصلاح کرد. یادمان باشد با سرعتی که جهان پیش می‌رود و به‌خصوص در حوزه علم و فناوری زمان عقب ماندن خطی نیست. هر ثانیه که ما عقب بمانیم جهان ساعت‌ها و ماه‌ها پیش می‌رود.

بگذاریم باد بهار اندیشه و نگاه ما را نیز تازه کند. شاید بتوانیم که طرحی نو دراندازیم.

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی

تلگرام گوگل پلاس لینکدین